هوای کربلا

امام صادق(ع):
هر کس که به زیارت قبر حسین (ع)نایل شود و به حق آن حضرت

 معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏کند

امام صادق(ع):
سجده بر تربت قبر حسین (ع)تا زمین هفتم را نور باران مى‏کند و کسى که

 تسبیحى از خاک مرقد حسین (ع)را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق

محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

امام صادق(ع):
هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از

زائران امام حسین (ع)باشد.

شاید بپرسید چرا این مطالب را حالا در وبلاگم گذاشتم ؟

اگر خدا بخواهد زائر کربلایم  وممکن است  تا پایان شهریور نتوانم مطلب جدیدی

ارائه دهم  . یا حق


 

 

کلام بزرگان

 قشنگترین چیزهای دنیا نه قابل دیدن و نه حتی قابل لمس کردن هستند. 

 بلکه باید آنها را با قلب خود حس کنید    هلن کلر

کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند     ارد بزرگ

خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد. زرتشت

اگر سخن چون نقره است، خاموشي چون زر پربهاست. لقمان

آن كس كه از اول مي داند به كجا مي رود، خيلي دور نخواهد رفت.

ناپلئون بناپارت

اسارت و بندگي مردم به خود آنها و ميزان تحمل رنج و

قبول فداكاري شان بستگي دارد.گاندي

من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم.

اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود.

 گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون

همنشین موسی در بهشت

روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست

که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! موسی با حیرت می پرسد :

آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد !

فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید :

من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب

 می گوید : مهمان حبیب خداست ، لحظه ای  بنشین تا کارم را انجام دهم ،

 آن گاه با هم به خانه می رویم ، موسی با کنجکاوی وافری به حرکات

 مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید

 و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و...

کنار گذاشت . ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با موسی

به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به موسی کرده و می گوید :

لحظه ای تامل کن ! موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ،

آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند

 تورهای ماهیگیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ،

 پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با

 آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به  او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد

و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید :

پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را

مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش موسی آمده و با

تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را

 این گونه نگهداری کنم  و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای

 من می خواند که " انشاء الله در بهشت با موسی همنشین شوی ! " 
چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با موسی ! 
موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر

 دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد !



نکته های پرورشی

بذر، نه سیب است نه خرما، ولی با تربیت قابلیت آن را بدست می‌آورد،

 تا با پرورش، درخت سیب و خرما شود. استعداد كودكان خیلی

بیشتر از یك درخت سیب و خرماست. (امام غزالی)

علم بدون ادب، مانند آتش بدون هیزم است. و ادب بدون علم،

 مانند روح بدون جسم است. والدین باید زمینه‌ی هر دو را

فراهم كنند. (امام غزالی)

 

توجّه به تفاوت‌های فردی،  هر كودكی توانایی‌های خاص خود را دارد،

 كه باید آنها را پرورش داد. مقایسه كردن كودكان،

 اعتماد به نفس آنان را از بین می‌برد.

والدین باید كودكان را طوری تربیت كنند در سنینی نقاط ضعف و قوت

خود را بشناسد. به شیوه‌ای كه نه خود را برتر از دیگران بداند،

 و نه زیردست دیگران شوند. (كانت)