قدر خود را بدانيم
سخنران معروفي در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند. یک اسکناس
صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضران بالا رفت.
سخنران گفت بسیار خوب. من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد
ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه های متعجب
حاضران اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است
این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دست های حاضرین بالا رفت.
این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد
و باکفش خود آن را روی زمین کشید بعد اسکناس را برداشت و پرسید
خوب حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت دوستان با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش
اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد
در زندگی واقعی هم همین طور است ما در بسیاری موارد با تصمیماتی
که می گیریم یا با مشکلاتی که رو به رو می شویم، خم می شویم، مچاله
می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر ارزش نداریم
ولی این گونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلایی سر مان آمده است
هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی
که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.
عید قربان زنده دارد یاد قربانگشتگان را

عید قربان عیدی که یاد بود خاطره است
خاطره یک پدر و قصه یک پسر
عیدی که یادبود ابراهیم خلیل است
عیدی که قصه ایثار اسماعیل
بیائید به یاد بود بابای ابراهیم به قربان گاه برویم
و الله اکبر را زمزمه کنیم
خدایا ،قبله ام ، سجاده ام حرف دلم آخر تویی تو
خدایا معبد ومعبود دنیا و سر شوریده ام آخر تویی تو
عید بر شما مبارک
سالروز پیوند خوشبوترین گلهای گیتی
عاقد: خدا شاهد: رسول خدا (ص) دفتر: لوح محفوظ
مکان: عرش عروس: کوثر داماد: حیدر
سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک
.jpg)
خلاقیت را بها دهیم
*به بچه ها یاد بدهیم افکارشان را بیان کنند هر چند هم که اشتباه باشد
دربعضی مواقع هنگام تدریس از بچه ها بخواهیم چشمان خود را ببندند
وسفر تخیلی داشته باشندمثلا برای شروع تاریخ کلاس چهارم می توان
از بچه ها خواست تا با چشمان بسته به هزاران سال قبل سفر کنند و
خودشان را به جای آنها گذاشته و مشکلات انسانهای اولیه را بررسی کنند
شایدبرای شما هم اتفاقات جالبی بیفتد
از سفر تخیلی گفت :باران شدیدی گرفته بود به زحمت توانستم خودم را میان بوته ها قایم کنم
دیگری گفت :خیلی گرسنه بودم مجبور شدم مقداری علف بخورم
شاید خنده آور باشد اما این شروعی برای خلاقیت است
کنجکاوی بچه ها باعث خود انگیزی آنها می شود
این فرصت را از آنها نگیریم
*از بچه ها بخواهیم یک دفتربرای خود داشته باشندو در بعضی مواقع
افکارخود را بنویسند و یا نقاشی کنند


